داستانی پند آموز

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزراییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت
ادامه نوشته

مچ گيري

-دهنتو وا كن ببينم.چيزي مي خوري.

-نه آقاي وطن خواه.چيزي نيست.

-....

از رئيسش دور شد.

عجب گيريه ها.نمي خوام روزه بگيرم.آخه به تو چه.

چند روز پيش هم آقاي وطن خواه.....


ادامه نوشته

ماه رمضون

نمي دونم بگم ماه رمضون رو دوست دارم و يا دوست ندارم.افطاري رو و دعاي ربنا و اذان غروبش رو واقعا دوست دارم.دور سفره جمع شدن،پنير و سبزي با بربري خيلي مي چسبه.

گشنگي و تشنگي هم بعضي وقتها اعصاب آدم رو خرد مي كنه.

من امسال چند روز بيشتر روزه نگرفتم.ديدم اوضاعم داره خيلي خراب ميشه.البته طي روز هم نمي تونستم بخورم.ولي وقت هائي كه خيلي ضعف مي كردم،خرما و كشمشي نجاتم مي داد.