چندی پیش آلبوم "عشق
سرعت" گروه کیوسک - به یمن وجود اینترنت – آوازه جهانی یافت. ترجیع بند
یکی از آهنگ های این آلبوم که بخشی
از آنرا برای تیتر این مقاله وام گرفته ام این است:
"غیرت سیب زمینی، توسعه سبک چینی، دموکراسی دینی، پیتزای قورمه سبزی"
تصور می کنم وجه مشترک این توصیفات متضاد و ناجور، تجربه زندگی در ایران باشد.
یکی از
این شعارها "توسعه سبک چینی" است که مدتی است زبانزد قشر حاکمه ایران بوده
است. چند سال پیش هم آقای اسدالله بادامچیان
از سران حزب موتلفه اسلامی، آن را به میدان نقد و بحث
عمومی کشیده در امکان گذار به توسعه اقتصادی بدون دموکراسی از مدل چین نام
برد و نظام هم با دلگرمی به آن الگو سخن از راه مستقل به
سوی توسعه اقتصادی به میان آورد.
شکی نیست که شعار "مدل ایرانی-اسلامی توسعه" (یا در واقع توسعه آمرانه) که این روزها پیرامون آن نشست های اختصاصی در سطوح بالا
بر گزار می کنند ملهم از این رویاست.
برای
حلاجی این ادعا، نخست به جامعه شناسی و آسیب شناسی توسعه اقتصادی چین
بنگریم؛ آنگاه به صحت یا سقم ادعای مقایسه ایران و چین
و متانت مدل ایرانی- اسلامی توسعه یا توسعه آمرانه
بپردازیم و سرانجام هزینه گذار به رفاه اقتصادی بدون مردمسالاری سیاسی در
چین
را بررسی کنیم.